تبليغاتX
آوای سبز
آوای سبز وبلاگ شخصی است که عمدتا به مسائل اجتماعی و زیست محیطی می پردازد.
با یک پیام کوتاه متوجه شدم دکتر هرمز اسدی از میان ما پر کشید و به سوی خالق هستی و حیات پرواز کرد.ناباورانه به فرستده پیام کوتاه زنگ زدم و جویای صحت خبر شدم.متاسفانه خبر درست بود.......

اشکهای ناچیز من بدرقه راهت باد جوانمرد......فراقت را باور نمی توان کرد..آن صدای مردانه ات هنوز در گوشم جاری است...

 Image hosted by allyoucanupload.com

شاید ۴ ماه پیش بود که به اصرار جناب دکتر اسدی و با وساطت ایشان جلسه دوستانه ای با مجید یزدانی همسر رییس  سازمان محیط زیست داشتم تا به قول ایشان اگر کدورتی هست رفع گردد.چقدر صمیمانه و از روی عشق حرف می زد.این آخری باری بود که ایشان را حضوری می دیدم...حدود ۳ ساعت با هم جلسه داشتیم هرچند صحبتها با مجید یزدانی نتیجه ای نداشت اما به هم کلامی با هرمز اسدی عاشق و گوش دادن به نصیحتهای او می ارزید....او واقعا عاشق بود...

حدود ۳-۲ ماه قبل هم یکی از عاشقان حیات وحش به نام کیانا را به هرمز عزیز معرفی مردم.تنها خواسته این خانم دلسوز حیات وحش این بود که برای سیاه گوش توی پارک پردیسان جفتی پیدا کند و قفس این حیوان را با هزینه خودش بهبود دهد و آن مرحوم با بزرگواری تمام به این موضوع کمک می کرد.پریروز وقتی خبر رحلت هرمز اسدی را به کیانا دادم گریه کرد و گفت: این هفته میخواستم به دکتر اسدی  خبر دهم که برای سیاه گوش جفت پیدا کرده ام......!

خداوند روحش را شاد و قرین رحمت نماید....همچنین برای استاد بزرگوارم خانم مهندس دهدشتیان همسر گرانقدر جناب دکتر هرمز اسدی آرزوی صبر می نمایم......

یادش همیشه جاویدان.....

 

+ نوشته شده در  بیست و دوم دی 1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

خانم هليا رهبري از دوستان بسيار خوب من و ساكن نصف جهان كامنتي را براي پست قبلي به شرح ذيل گذاشته اند:

"آقای نوروزی نصایح ویکتور هوگو به فرزندش جالب بود ولی من بیشتر منتظر بودم که مطلبی درباره وصعیت راه ها و عملکرد شهرداری تهران وتعطیلی دو روزه ببینیم. واقعا تمامی توانایی های این دستگاه با یک بارش 2 روزه برف تمام می شود و مردم عزیز باید توی خانه هاشان بنشینند و نامه ویکتور هوگو بخوانند؟"

عليرغم اينكه اين وبلاگ شخصي است و قاعدتا من نبايد پاسخگوي كار شهرداري تهران در اين وبلاگ باشم اما بد نيست نكاتي را ذكر كنم:

۱- تعطيلي دو روز اخير ارتباطي به بسته بودن راههاي داخل شهر نداشت چون شهروندان ساكن تهران ديروز و امروز شاهد بودند كه كليه راهها- بزرگراهها و خيابانهي اصلي شهر باز بود و هيچ مشكلي وجود نداشت.به نظرم تعطيلي ها به خاطر نگراني از بوجود آمدن مشكل گاز و برق در پايتخت بود.شايد هم دولت محترم مطمئن نبود كه شهرداري از عهده آماده كردن پايتخت با اين برف بي سابقه در ۴۵ سال اخير بر خواهد آمد يا خير.در نتيجه بهترين راه را تعطيل كردن شهر ديدند در حالي كه به نظرم اصلا نيازي به اين كار نبود.

۲- در دو روز گذشته(شبانه روزي) هم شهردار تهران و هم معاونين ايشان در مركز كنترل ترافيك پايتخت وظيفه فرماندهي عمليات برف روبي و شن و نمك پاشي را بر عهده داشتند و من در اين ۴۸ ساعت از نزديك شاهد مديريت هوشمندانه و سختگيرانه آقاي شهردار بودم. نتيجه اش هم آن بود كه هيچ راهي در شهر بسته نبود.

۳- ظهر  امروز كه وضعيت شهر كاملا عادي بود در اقدامي عجيب و سرزده ۱۰ نفر از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي از مركز كنترل ترافيك پايتخت بازديد داشتند. تمام اين نمايدگان از شهرداري تهران بابت حجم فعاليتهاي ۴۸ ساعت اخير صميمانه تشكر  و  گفتند صرفا براي خسته نباشيد و خدا قوت به اينجا آمده ايم .خبرش را ميتوان در http://mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=617574 ديد. جالب است بگويم در آن ساعت از بين مديران فقط من حضور داشتم و وظيفه ميزباني و اداي توضيحات را بر عهده داشتم.تصاويرش را هم در http://www.tehransama.ir/NewsDetail.aspx?NewsID=20280 و http://www.tehransama.ir/NewsDetail.aspx?NewsID=20279 ميتوان ديد.

۴- خدا وكيلي اگر قضاوت كنيم با تمام كمبودها و نقصها عملكرد شهرداري در دو برف سنگين اخير پايتخت قابل قبول و خوب بوده است.انشاءا... بهتر از اين هم بشود.خدا قوت

+ نوشته شده در  هفدهم دی 1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

 

متن زير نامه ويكتور هوگو نويسنده شهير به فرزندش و شامل آرزوهايي است كه شايد به يك بار خواندنش بيارزد.این نامه را مدیر اندیشمند و خوش فکر روایط عمومی ما به کارتابل الکترونیکی کلیه همکاران ارسال نموده بودند.ضمن تشکر از حسن سلیقه ایشان عین مطلب را برای خواندن سایر هموطنان عینا اینجا ذکر میکنم:

ü    اول از همه برايت آرزومندم كه عاشق شوي و اگر هستي كسي به تو عشق  بورزد. اگر این گونه نیست تنهايي ات كوتاه باشد و پس از تنهايي از كسي نفرت نيآبي.

ü    برايت آرزو دارم دوستاني داشته باشي كه در ميانشان حداقل يك نفر مورد اعتمادت باشد و برايت آرزومندم دشمناني نيز داشته باشي كه در ميانشان يك نفر مورد پرسش قرارت دهد تا زياد به خودت غره نشوي.

ü    برايت آرزومندم براي ديگران مفيد و نسبت به ديگران صبور باشي نه با كساني كه اشتباهات كوچك مي كنند چون اين كار ساده اي است، بلكه با كساني كه اشتباهات بزرگ مرتكب مي شوند تا در صبوري براي ديگران نمونه باشي.

ü    برايت آرزو دارم حالا كه جوان هستي، خيلي به تعجيل رسيده نشوي و اگر رسيده شدي به جوان نمايي اصرار نورزي و هنگامي كه پير شدي تسليم نا اميدي نشوي، چرا كه هرسني خوشي ها و ناخوشي هاي خودش را دارد.

ü    برايت آرزومندم دست نوازشگري داشته باشي، به هر پرنده اي دانه بدهي و به آوازش گوش كني وقتي كه آواي سحرگاهي اش را سر مي دهد، چرا كه به اين طريق احساس زيبايي خواهي يافت، به رايگان.

ü      برايت آرزو دارم دانه اي برخاك بيفشاني و با روييدنش همراه شوي تا دريابي چقدر زندگي در يك درخت وجود دارد.

ü    برايت آرزومندم پول داشته باشي زيرا در عمل به آن نيازمندي و سالي يك بار پولت را جلوي رويت بگذاري و بگويي اين مال من است، فقط براي اين كه روشن كني كدامتان ارباب ديگري است.

ü    در پايان برايت آرزو دارم  همسر خوبي داشته باشي تا اگر فردا خسته  يا پس  فردا 

 شادمان شدي، باز هم با هم از عشق سخن برانيد و از نو آغاز كنيد.

 

+ نوشته شده در  پانزدهم دی 1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط وحید نوروزی  | 

از روز پنج شنبه هفته قبل تا كنون شايد مجموعا ۱۰ ساعت بيشتر نخوابيده ام.بزرگترين عمليات نصب تجهيزات ترافيك تاريخ پايتخت را در ۴۸ ساعت انجام داديم و بعد از آن شايد صدها بار مسير تهرانپارس تا آزادي را در خط BRT طي نمودم.خوشبختانه ايستگاههاي مخصوص BRT نصب شدند و از ديشب مشغول انجام كارهاي مربوط به رفع عيوب جزيي و ترميم تابلوها و علائم و همينطور تجهيزات هوشمند هستيم.ديروز كه اولين روز استفاده مردم از ايستگاههاي جديد بود رفتارهاي بسيار جالبي را از مردم مي ديديم.اين رفتارها و اين روزها واقعا بايد در تاريخ حمل و نقل عمومي تهران ثبت شود..خيلي از مردم از اينكه مجبور نبودند ديگر از ايستگاههاي سبك جنگ جهاني اول و در كنار خيابان استفاده كنند شادمان بودند.البته مردم نسبت به ايستگاههاي جديد محتاط هم بودند..برخي هم معترض بودند و برخي هم احساس مي كردند اتفاق خاصي نيفتاده و راه انداختن ۲۵ تا ايستگاه در سال ۲۰۰۸ ميلادي خيلي كار بزرگي نيست...چون اولين روز بود كسري هايي هم داشت كه ديشب تا صبح تقريبا رفع كرديم.اتوبوسهاي چپ در هم كه براي اولين بار به پايتخت آمده اند ديروز بد جور خودنمايي مي كردند..فكر ميكنم خرده كاريها تا آخر هفته ادامه داشته باشد و مردم پايتخت شنبه هفته بعد را در اين مسير با غرور و افتخار به خدمت گزاران خودشان شروع كنند....اعتقاد دارم شأن و جايگاه ملت بزرگ ايران بيشتر از اينهاست...چرا مردم نبايد از تكنولوژي روز استفاده كنند!!؟ من واقعا از اينكه به سهم خودم نقشي هر چند كوچك در راه اندازي اين مسير ارزشمند و به نوعي پوست اندازي تاريخي حمل و نقل عمومي داشتم بسيار خوشحالم.قطعا روزي مي رسد كه وقتي براي باربد عزيزم از سال ۸۶ اتوبوسراني تعريف ميكنم او تعجب بكند و بپرسد ما واقعا وضعمان اينجوري بود و الان اينجوري شده؟!!!

يا حق

+ نوشته شده در  دهم دی 1386ساعت 8 قبل از ظهر  توسط وحید نوروزی  |