تبليغاتX
آوای سبز
آوای سبز وبلاگ شخصی است که عمدتا به مسائل اجتماعی و زیست محیطی می پردازد.
 

خبر این بود:

پخش آهنگ‌هاي برخي از خوانندگان و نيز برخي ترانه‌ها به خاطر آنچه كه پاره‌اي از دلايل نامبرده مي‌شود در راديو ممنوع‌ اعلام شده است . 
در اين فهرست برخي خوانندگان به طور كلي از اينكه صدايشان در راديو پخش شود محروم شده‌اند و نيز پخش برخي از آهنگ‌ها و ترانه‌هاي تعدادي از خوانندگان نيز ممنوع شده است.
در اين فهرست نام افرادي چون شاهين آرين، فريدون آسرايي، عليرضا افتخاري، مجيد اخشابي، عليرضا افشار، محمد اصفهاني، اسماعيل‌زاده، شهرام اميري، احسان خواجه‌اميري، پاك‌نيا، محمد خواجه‌اميري، مسعود خادم، حسين زمان، كوروس سرهنگ‌زاده، ناصرعبدالهي، عليرضا عصار، فتحعلي اويسي، گلشن، علي لهراسبي، محمد نوري، كامبير افضلي و ..... به چشم مي‌خورد.

معنی و مفهوم آن این است که:

بروید آهنگ های دیگر گوش کنید..مثلا ساسی مانکن...! شبها هم اگه علاقه ای به گریه کردن و افسرده شدن پای تلویزیون دارید بروید سریال دلنوازان را که اتفاقا علی لهراسبی خوننده تیتراژ پایانی آن است ببینید و اگر هم نخواستید Farsi 1 را ببینید تا چارچوب اخلاقی خانواده کاملا حفظ شود!!! راستی mbc persian هم بد نیست چون جدید ترین فیلمهای سینمایی دنیا را با رعایت اصول اخلاقی و سانسورهای حساب شده می توانید ببینید!!!

 

+ نوشته شده در  بیست و ششم آبان 1388ساعت 12:7  توسط وحید نوروزی  | 

حتما می دانید که جاده علي‌آباد به شاهرود  معروف به جاده ابر که طبق مصوبه استاني هيات دولت قرار است احداث شود میان طرفداران محیط زیست سر و صدای زیادی به پا کرده است. احداث این جاده به خاطر عبور از اكوسيستم‌هاي بكر جنگلي و گونه‌هاي منحصر به فرد، زيستگاه‌هاي حيات وحش و خسارات به چشمه‌ها و رودخانه‌هاي حوزه آبخيز زرين گل و شيرين آباد در مقایسه با منافع آن به هیچ وجه عاقلانه و منطقی نیست. ساخت این جاده حداقل باعث تخريب  50 هكتار از جنگلهاي هيركاني با تاج پوشش بالاي 80 درصد و همینطور به هم خوردن تعادل اكولوژيك منطقه می شود..

سه سال پیش خانم واعظ جوادی آملی یکی از سه چهار کار خوبی را که دوران ریاستشان انجام دادند حضور فیزیکی در محل احداث جاده و متوقف ساختن پروژه بود.حال همه نگاهها به رییس جدید سازمان محیط زیست دوخته شده که اتفاقا در اوایل ریاست شان بسیار خوب ظاهر شده اند و حداقل انتصابات معنی دار و بسیار قابل توجهی داشته اند که آقایان دکتر صدوق و دکتر شاعری از آن جمله اند.ریاست جدید سازمان محیط زیست در معرض آزمون با ارزشی قرار گرفته اند که متوقف ساختن این تخریب بزرگ نشانگر پیروزی جناب محمدی زاده در این آزمون خواهد بود.هر چند که وزیر راه طبق روال وعده و شعار داده اند که:

 ......البته سعي مي‌شود درختي قطع نكنيم. بريده باد دستي كه بخواهد درخت قطع كند و بريده باد زباني كه به دروغ بگويد درخت قطع شده است!

+ نوشته شده در  بیست و پنجم آبان 1388ساعت 13:36  توسط وحید نوروزی  | 

پنج شنبه گذشته بخشنامه غر زدن ممنوع را به کلیه مدیران و همکارانم در مراکز معاینه فنی ارسال کردم که از قضا پوشش خبری بسیار وسیعی در سطح رسانه های گروهی و خبرگزاریها و روزنامه ها داشت. پارسال هم که بخشنامه پارتی بازی ممنوع صادر شد آنهم بسیار مورد توجه رسانه ها قرار گرفت.نکته ای که برایم جالب است این پدیده های زشت اجتماعی است که آنقدر در کشور عادی شده اند که وقتی به این صراحت در مورد آنها تذکری داده می شود برای خیلی ها اینقدر جالب می شود. بخشنامه چند روز قبل آنقدر پوشش وسیعی داشت که فکر می کنم دهها خبر مهمتر از آن وجود داشت که شاید رسانه ها ترجبح دادند این بخشنامه را به جای آنها پوشش دهند و این برای من عجیب است.متاسفانه همگی عادت کرده ایم اینروزها غر بزنیم. خیلی ها در هر پست و مقامی که هستند برای انجام وظیفه شان منت سر مردم می گذارند و به نوعی غر می زنند.در بانک کارمند مربوطه به خاطر انجام وظیفه اش بر ما منت می گذارد و انتظار تشکر دارد.در هر اداره دولتی ارباب رجوع معنی خود را از دست داده است و وقتی کار اداری ما انجام می شود باید بسیار خوشحال باشیم و از کارمندی که به همین خاطر حقوق می گیرد ممنون باشیم.اگر هم سئوالی داشته باشیم آنقدر بد پاسخ می شنویم که حد ندارد.خلاصه کلام آنکه از فرصت حضور در معاینه فنی استفاده کردم تا ضمن از بین بردن یکی دو پدیده زشت اجتماعی در زیر مجموعه خود به نوعی نخبگان و متفکران جامعه را هشدار دهیم که به خود آیند . کاری بکنند.امیدوارم این تلنگری کوچک نتیجه ای بزرگ داشته باشد..!

 

بعدا اضافه شد: در کامنتها و برخی نقطه نظرها دیدم که تعدادی از عزیزان دچار سوء برداشت شده اند. برای همین متن کامل بخشنامه را برای روشن شدن این عزیزان عینا درج می نمایم.

 

كليه مديران و كاركنان محترم مراكز

 سلام عليكم

 در آستانه هفته ولايت ، پيشاپيش فرا رسيدن اعياد بزرگ قربان و غدير را به تمامي همكاران محترم و زحمتكش تبريك و تهنيت عرض مي نمايم .

همكاران گرامي ، از روز شنبه هفته گذشته (16 آبانماه) دوباره مراكز مكانيزه معاينه فني شلوغ شدند و پيش بيني مي شود در روزهاي آينده مجددا همچون سال گذشته ازدحام مراجعات صورت پذيرد با اين تفاوت كه اينجانب نگراني هاي سال گذشته را با آن شدت ندارم چرا كه سال 87 با همكاري صادقانه و همدلي دلسوزانه تك تك شما عزيزان توانستيم بيش از يك ميليون و دويست هزارخودروي شهرمان را معاينه فني كنيم و بدون كمترين ادعا بيشترين اثر در كاهش آلودگي هوا و افزايش ايمني تردد مردم را داشته باشيم و فعل «توانستن» را به بهترين وجه صرف كنيم . اگر خاطرتان باشد سال گذشته در اوج شلوغي ها با صدور بخشنامه «پارتي بازي ممنوع» به همه شما موضوع رعايت نوبت وحق مردم را يادآور شدم و اين را هم گفتم كه صدور اين بخشنامه به معني كوتاهي شما در انجام  وظايفتان نيست بلكه انتظار داشتم در حالي كه پارتي بازي يك پديده رايج در جامعه شده است شما از آن به دور باشيد و هنوز هم مي گويم اگر يك مورد آشنا بازي از كسي سر بزند حتما با او برخورد خواهم كرد .

و اما امسال ! بايد بپذيريم و قبول كنيم كه همه ما يك سال در  كارمان بزرگتر شده ايم ، بنابراين بايد به همين نسبت پختگي و كمال در كارها و رفتارمان با مراجعين به چشم بخورد و از همين رو انتظارات بنده نيز از شما بيشتر شده است، چنانچه امسال انتظار دارم واز شما مي خواهم كه همواره در ايام شلوغي با روي باز با مردم روبرو شويد و به هيچ وجه كار زياد و خستگي باعث آن نشود تا خداي ناكرده به مردم غر بزنيد چون غر زدن و منت گذاشتن  به عنوان يك پديده زشت اجتماعي تلقي مي شود كه ارزش كارهاي شما را پائين آورده و در صورت تكرار به يك عادت ناپسند تبديل مي شود كه شخصيت شما را زير سئوال مي برد .

همكاران خوب و زحمتكش ! كساني كه براي انجام معاينه فني خودروهايشان به شما مراجعه
مي كنند هر يك احتمالا داراي مشكلات خاصي در زندگي هستند و شخصيت اجتماعي ، فرهنگ و سواد ايشان نيز  با هم متفاوت است و برخي ازآنها  براي اولين بار است كه به شما مراجعه كرده اند لذا سئوالهاي ساده ، تكراري و يا نحوه بيان خواسته هايشان نبايد مانع از گوش دادن و پاسخ صحيح شما به حرف هايشان باشد و يا لبخند را از روي لبان شما جراحي و دور كند .

اكيدا" از شما مي خواهم خلق و خوي خوش ، چهره گشاده ، پاسخگويي صحيح و بي منت به مردم را ازصبح تا شام فراموش نكنيد و بدانيد با اين كار هم خود شما كمتر و ديرتر خسته خواهيد شد و هم شهروندان با رضايت و خاطره خوش شما را ترك خواهند كرد كه رضايت مردم رضايت حق تعالي است .

همكاران عزيز !

امسال در نظر داريم همزمان با آغاز شلوغي ها به طور مدام از مراجعه كنندگان نظرسنجي كنيم و ميزان رضايت شهروندان را ملاكي براي ارزيابي فعاليتهاي شما قرار دهيم ، از اين رو ضروري است كه كارت مشخصات خود را حتما بر روي سينه نصب كنيد به نحوي كه به سهولت براي مراجعين قابل مشاهده باشد .

موكدا يادآور مي شوم به دليل سوابق كاري خود در معاينه فني كه شماها به خوبي از آن آگاهيد تمامي شرايط سخت كار شما را از جمله سرپا ايستادن هاي طولاني ، سرما ، استشمام دود خودروهايي كه به طور متراكم و به منظور تست هاي مختلف در مراكز حضور مي يابند و حلق وريه شما را آزار مي دهند را با گوشت و پوست خود حس مي كنم و ضمن آنكه اين شرايط را دليلي براي غرزدن و خداي ناكرده بدرفتاري با مردم نمي دانم ولي تمام سعي و تلاش خود را نيز به كار خواهم بست تا به لطف الهي امسال بيشتر و بهتر از سال گذشته جبران زحمات تك تك شما عزيزان را چه از نظرمعنوي و  قدرشناسي و چه پاداش هاي مادي و كارانه  جبران نمايم.  البته همين جا يادآور مي شوم با شدت و بيش از سال گذشته نيز با افراد ناسپاس ، غرزن و بي توجه به حقوق شهروندان كه خوشبختانه در جمع شما بسيار نادر هستند ، برخورد خواهد شد .

با آرزوي سلامت براي تك تك شما و ابراز اميدواري از اينكه امسال نيز همچون سال گذشته كمر همت بسته و با همدلي و همفكري صحنه اي ديگر از كار و تلاش و خدمت صادقانه را به نمايش بگذاريم شما را به خداوند بزرگ مي سپارم ،هرچند نمي توانم از برخي تصميم گيرندگان محترم    گله مند نباشم كه باعث مي شوند حجم عظيمي از مراجعات در چند ماه پاياني سال و همزمان با تشديد آلودگي هوا به مراكز معاينه فني مراجعه نمايند كه اين امر بالطبع زحمت بيشتر شما همكاران خوبم را نيز موجب مي شود .

 

 

 

+ نوشته شده در  بیست و سوم آبان 1388ساعت 13:0  توسط وحید نوروزی  | 

با کامنت دوست عزیزم صدرا متوجه شدم بیش از یک هفته است در وبلاگم چیزی ننوشته ام. متاسفانه دستم و دلم برای نوشتن آماده نمی شود.....می خواهم مدتی سکوت کنم...حالم خوب نیست....

 

+ نوشته شده در  نوزدهم آبان 1388ساعت 18:36  توسط وحید نوروزی  | 

ساعت ۹ شب به وقت شانگهای است.بعد از شهر چنگدو با یک برواز حدود ۲ ساعته به فرودگاه بودونگ در شانگهای آمدیم.فرودگاهی بسیار بزرگ و تمیز که در همان نگاه اول به آن ابراز ارادت می کنی! خیلی راحت با نظم مطلق همانند فرودگاههای خودمان! سوار تاکسی مخصوص فرودگاه شدیم فقط نمی دانم چرا دهها راننده عجیب و غریب تا ایستگاه تاکسی فرودگاه به ما کاری نداشتند و راننده هم تقریبا همان وجهی را از ما گرقت که قبلا دوست چینی ما حدودی گقته بود..!!  اینجا یک دستگاه تاکسی وجود ندارد که تاکسیمتر نداشته باشد.علاوه بر آن به محض سوار شدن به دو زبان جینی و انگلیسی خوش آمد و نرخ را از طریق دستگاه می شنوی.یک حصار شیشه ای محکم هم بین مسافر و راننده است که معنی آن این می شود که امر بفرمایید شما را کجا ببرم مزاحم شما نمی شوم شما هم با من حرف نزنید چون وظیفه راننده فقط خدمت به شما و رساندن شما به مقصد است! در این سه روز علاوه بر کارهایی که طبق برنامه باید انجام می دادم دیروز فرصتی شد از محدوده مرکزی شهر و برج معروف شانگهای، بزرگترین آکواریوم آسیا و دهها فروشگاه در خیابان معروف نانجی رود که فقط و فقط بهترین و معروفترین مارکهای لباس در دنیا اجازه یافته اند در کنار شیک ترین و بهترین مارکهای چینی فروشگاهی برای خود داشته باشند بازدید کنم.در حقیقت به نظرم چینی ها قدرت معماری و سلیقه خودشان را در همین محدوده ها در شانگهای به رخ دنیا کشیده اند.شب گذشته در خیابان نانجی رود به معنای واقعی معنی این جمله را فهمیدم که جایی نوشته بود: مردم شانگهای یکی از شیک بوش ترین مردمان دنیا هستند.چون قرار نیست در این وبلاگ خاطره نویسی کنم به همین حد بسنده می کنم فقط شاید در یک مطلب  دیگر جمعبندی از این سفر ۱۰ روزه و نقطه نظرات خودم از مقایسه بین ایران و چین را بنویسم و اینکه چگونه می توانیم به چین دیگری تبدیل شویم.راستی دو نکته بگویم اول آنکه فکر نکنید من جو گیر این سفر شده ام چرا که من چندین کشور دنیا را در قاره اروبا، آفریقا و آسیا قبلا دیده ام فقط آن کشورها را با آشنایی و علم رفته بودم اما اینجا برای یک سفر سخت آنهم به یک کشور خیلی معمولی خودم را آماده کرده بودم که البته خود غلط بود آنچه فکر می کردم.دومین مطلب هم آنکه هر ایرانی که به شهر ممنوعه در بیجینگ یا بایتخت چین برود و چند دقیقه ای به حال تخت جمشید و باسارگاد اشک نریزد برایم بسیار عجیب خواهد بود.شهر ممنوعه شهر محل زندگی حدود ۳۵۰ ساله چندین امبراتور یک سلسله بادشاهی بود که وقتی در آن قدم می گذارید انگار هر لحظه به خاطر نوع نگهداری و مرمت کاخهای آن منتظرید خود امبراتور را هم ببینید که فریاد می زند در کاخ من چه می کنید؟؟!!! نکته بسیار جالب دیگر این مکان با عظمت، دادن یک دستگاه گردنی کوچک راهنمای تور اتوماتیک با یک گوشی بود که به دهها زبان از طریق بلوتوث اطلاعات آن محل را دقیق و شمرده در اختیار شما می گذاشت.حدس بزنید ما زبان انگلیسی را انتخاب کردیم یا عربی را که تا حدودی با آنها آشنا هستیم؟ لطفا حدس بزنید....................بله شما اشتباه حدس زدید چون ما زبان شیوای فارسی را انتخاب کردیم و با شگفتی تمام در طول ۴ ساعت بازدید از شهر ممنوعه تمام اطلاعات این شهر را به فارسی دریافت می کردیم.یعنی برادران چینی زحمت کشیدند برای شاید ۱۰۰۰۰ ایرانی که در سال به چین می روند و شاید ۵۰ در صد آنها از این محل بازدید می کنند راهنمای اتوماتیک فارسی گذاشته اند.....دستشان درد نکند....! شب خوش ! همه بخوابید که قلندر بیدار است.....بخوابید!!! نه....نه!!! نخوابید ما خیلی کار داریم....ما خیلی عقب هستیم....سرعت دیگران بسیار زیاد شده........نخوابیم....نخوابیم... 

 

+ نوشته شده در  یازدهم آبان 1388ساعت 16:27  توسط وحید نوروزی  | 

براي اينكه به نقطه نظر دوست عزيزم سام خسروي فرد توجه ويژه اي كرده باشم امروز تصميم گرفتم چند خطي از اينجا بنويسم.تا چهارشنبه در بیجینگ بودیم و بعد از آن با دو برواز جداگانه به شهر چنگدو مرکز استان باندا آمدیم.فردا جمعه هم اینجا خواهیم بود و شنبه صبح به طرف شانگهای حرکت می کنیم.آنچه که تا امروز از شهروندان چینی دیده ام را در دو کلمه خلاصه می کنم: نظم و احترام مطلق به توریست ها  و اگر کسی از من بخواهد دو کلمه دیگر از ویژگی مردم دو شهر بیجینگ و چانگدو در چین بنویسم باز هم خواهم گفت: نظم و احترام مطلق تمام آن چیزی بود که من دیدم.ضمنا از این به بعد در مورد این تفکر غالب که جنس چینی به درد نمی خورد و هر حنس بنجلی حتما چینی است تجدید نظر خواهم نمود.راستی این همه تمدن و بالندگي را چه كساني به وجود آورده اند؟ عجب مردمان جالبي هستند...وقتي اينهمه توسعه و آباداني را ديدم وقتي اينهمه فرهنگ و توسعه را ديدم براي تمدن و فرهنگ كشور عزيزم ايران دقايقي طولاني به فكر فرو رفتم.ياد مثل معروفي افتادم كه مي گويد با حلوا حلوا گفتن كه دهن شيرين نميشه....!!! ما خيلي در كشورمان كار داريم....خيلي زياد.....خيلي زياد.

 اگر ریا نشود چون امکان دیگری برای اطلاع رسانی ندارم از این وبلاگ که می دانم خوانندگانی از دانشویانم دارد استفاده کنم و نکته ای به دانشجویان عزیزم بگویم.آنهایی که هفته گذشته نیامدند با اجازه غیبت می خورند چون استاد دیگری جایگزین من در کلاس حضور داشت.این هفته هم کلاس تشکیل می شود و آقای مهندس مقدم این جلسه در کلاس حضور خواهند داشت. خواهش می کنم سقف سه جلسه غیبت در طول یک ترم را همیشه در ذهن داشته باشید.راستی ساعت به وقت محلی اینحا ۱۰:۳۲ دقیقه شب است. 

+ نوشته شده در  هفتم آبان 1388ساعت 16:23  توسط وحید نوروزی  | 

 ساعت ۱:۱۵ دقیقه بعد از ظهر به وقت هنگ کنگ است.برای سفر ۱۰ روزه ای عازم کشور چین هستم.برای ترانسفر علاوه بر چند ساعتی که در فرودگاه دبی بودیم بعد از حدود ۸ ساعت پرواز بایستی چند ساعتی را هم در هنگ کنگ باشیم و بعد از آن با پرواز دیگری به سمت بیجینگ یا پکن خواهیم رفت..از سرویس اینترنت فرودگاه استفاده کردم که چون روی کیبورد حروف فارسی را حفظ نبودم همین چند خط را هم به زحمت تایپ نمودم.سعی می کنم نکات مهم بالاخص محیط زیستی را یادداشت نمایم تا بعد از بازگشت به ایران اگر فرصتی شد آنها را در همین وبلاگ بنویسم. عظمت و زیبایی ترمینال اصلی فرودگاه دبی را قبلا دیده بودم اما عظمت فرودگاه اینجا عمرا به پای فرودگاه خودمون برسه !! فعلا خداحافظ
+ نوشته شده در  سوم آبان 1388ساعت 8:55  توسط وحید نوروزی  |